الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
29
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
ممكنات اصل هستى و همهء كمالات وجودى را از واجب الوجود مىگيرند ، ولى واجب الوجود خود سرچشمه وجود و كمالات است و ذاتا مستجمع جميع صفات كماليه است همچنين امارات ظنيه هم ارزش ذاتى نداشته ، بلكه تمام ارزش خود را از علم مىگيرند و اگر پشتوانه يقينى نداشته باشند ارزشى ندارند ، ولى ارزش خود علم ذاتى اوست . حجيت : منظور از حجيت چيست ؟ مرحوم شيخ انصارى در آغاز كتاب رسائل دو جمله دارند . در جمله اول مىفرمايند : « لا اشكال فى وجوب متابعة القطع و الاخذ به ما دام موجودا » ؛ يعنى به حكم عقل قطعى هيچگونه ترديدى نيست در وجوب متابعت قطع مادامىكه قطع موجود است . و در جمله دوم مىفرمايند : « لانه بنفسه طريق الى الواقع و ليست طريقته مجعولة للشارع » ؛ يعنى دليل بر اينكه عقلا متابعت قطع واجب شده آن است كه قطع فى ذاته كاشف از واقع است و واقع را صددرصد نشان مىدهد و پس از مشاهدهء واقع كما هو عليه ديگر حالت منتظرهاى در كار نيست كه آيا از شارع بيانى مىرسد مبنى بر وجوب متابعت يا خير ، بلكه اساسا اين امر قابل جعل به جعل مولوى نيست ، حال در اين دو جمله دو كلمه وجود دارد كه مورد مشاجره علماى بعدى واقع شده است : 1 . متابعة القطع واجبة ؛ 2 . القطع طريق الى الواقع . در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه وقتى مىگوييم : حجيت قطع ذاتى اوست آيا مراد اين است كه وجوب متابعت قطع ذاتى اوست ؟ يا مراد اين است كه طريقيت قطع بالنسبه به واقع ذاتى آن است ؟ مصنف مىفرمايند : اين پرسش در رابطه با قطع ناشى شده از مقايسهء قطع با ظن . بيان ذلك : در باب ظن دو مقام از بحث موجود است : 1 . طريقيه الظن كه وقتى مىگوييم : حجيه الظن مجعوله مقصود اين است كه طريقيت ظن مجعول به جعل شارع است نه اينكه ذاتى ظن باشد ؛ زيرا در باب ظن احتمال خلاف وجود دارد لذا كاشفيت او از واقع تام نيست و عقل ما را ملزم به